دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

367

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

مىدهد . در اين اشعار نسيم ملايم عرفان عملى و تصوف كاملا محسوس است و در آنها گوهرهاى خرد ، نه استدلالهاى عقلانى خشك و خام ، به زيور شعر آراسته شده است . ديوان اشعار او حاوى شعرهايى در نعت پيامبر و ائمه و نيز قصايدى اهدا شده به ملا صدرا و مير داماد است ، چون لاهيجى با مير داماد هم سروسرى داشته است . اين اشعار شايد يكى از گيراترين و گوياترين اشعار درباره اين دو بزرگمرد دوره صفوى باشد و بوسيله شخصى سروده شده كه از نظر زمانى و نقطه مساعد عقايد از نزديك با آنها دمخور بوده است . لاهيجى شاگردان متعددى داشت كه از آنها فرزندش ميرزا حسن لاهيجى و قاضى سعيد قمى شايد از اهميتى درخور برخوردار باشند . ميرزا حسن از علماى مذهبى محترم زمانه خودش بود و در علوم مذهبى مرجع شمرده مىشد . امّا او حكيمى لايق و قابل نيز بود و در زمانه‌اى كه حكمت مورد هجوم بعضى از علماء قرار داشت ، اثرى به فارسى به‌عنوان آئينه حكمت نوشت و با توسل به احاديث و سنن نبوى و ائمه از حكمت دفاع كرد . قاضى سعيد قمى شهرت شاگرد ديگر لاهيجى ، محمد بن سعيد قمى معروف به قاضى سعيد و يا حكيم كوچك به پاى شهرت استادش مىرسد و در زمره همان رجال برجسته دوره صفوى است « 1 » . قاضى سعيد كه شاگرد لاهيجى ، ملا محسن و نيز ملا رجبعلى تبريزى بود ( ملا رجبعلى نماينده فلسفه مشائى دوره صفوى است ) بيشتر به تصوف و عرفان تعلق داشت و ضمنا قاضى قم بود و لقبش را هم از منصبش گرفته است . بيشتر ايام عمر قاضى سعيد در قم گذشت . در همين شهر مقدس شيعه و كانون مطالعات مذهبى بود كه وى پا به دنيا گذاشت ( 1049 / 1639 ) ؛ سالهاى پرشور خود را در اين شهر گذراند و در همانجا هم رخت از جهان بربست و مدفون شد ( 1103 / 1691 ) . او علاوه بر قضاوت در طبابت هم خبره بود و به تمام معناى كلمه يك حكيم واقعى يعنى هم طبيب و هم فيلسوف بود . وابستگى كامل قاضى سعيد به عرفان لقب « ابن عربى تشيع » را براى او به ارمغان آورد . اين لقب مناسب او بود ، چون وى بيشتر به عرفان ناب ابن عربى تعلق داشت تا به مكتب حكمت ملا صدرا كه مضامين عرفانى در آن با جلوه‌هاى عقلانى درآميخته بود . آثار قاضى سعيد حاوى اين نكات است

--> ( 1 ) - ريحانة الادب ، جلد 3 ، صص 9 - 268 ؛ كربن " La Configuration " صص 166 - 79 ؛ و قمى ، كتاب اسرار ، مقدمه از سبزوارى .